اما نشنیده ام عصایی را اژدها کرده باشد
نام پدر بزرگم عیساست
اما از صلیبی آویخته نشده بود
نام پدرم ابراهیم است
ولی من اسماعیل نیستم...
گزیده وبلاگ های ادبی به انتخاب مهدی رسولی فینی
اما نشنیده ام عصایی را اژدها کرده باشد
نام پدر بزرگم عیساست
اما از صلیبی آویخته نشده بود
نام پدرم ابراهیم است
ولی من اسماعیل نیستم...
فسفر در ستون 7
ید در گروه 5 ،منگنز در طبقه 4
آقای مندلیف من کجا باید بنشینم؟
وقتی صاحبخانه می گوید: خالی کن!
مار می رود و
میوه ها می روند
و من نمی فهمم
چرا تمام نمی شود
دعای دست درخت؟
تو را دوست دارم
تو را دوست دارم
ببین هیچ حرف جدیدی ندارم
به جز این که تا زنده هستم:
تو را دوست دارم
تو را دوست دارم
تو را دوست دارم
از هرچه کم می کنم
حاصلش صفر می شود.
با همه چیز برابری و
با هیچ چیز برابر نیستی.
http://forough-r.persianblog.ir
* خدا
آسمان
ابر
زمین
سنگ
آب را آفرید
آدم
حوا
عشق
من شما را آفرید
من، بزرگ که شدم
نقاش که شدم
همه را رنگ کردم
تو چی ؟؟
http://mahmoudinavid.persianblog.ir
سالهاست
برایت
فقط سلام مینویسم
اما میدانم
زندانبانان
نامهها را از اطلاعات مهم
پاک میکنند.
دیگر هیچ راهی در تهران بسته نماند
امروز بزرگراه رسالت افتتاح شد...
بازی بَراندازی راه انداخته ای
با چشمان مخملینت
که در من انقلابی کرده اند
و هر روز مرا
به آشـــــــوب می کشند !
http://www.saeidkhodabakhshi.persianblog.ir
هرچه دست دست کردم
گوسفندی فرستاده نشد
این بود
که قربانی شدی !
http://www.1348saghar.blogfa.com
هر پاره ی مرا
به رودی بسپار !
می دانم آخر
به دریای تو می ریزم .
تو نیز سهم داری
از این همه مهربانی .
بگذار بر جانت بتابد
رشته ای روشن .
آن وقت پیشانی ات نور می پاشد
بر زمین و زمان .
حالا شوق وصل تو رادر بر گرفته است ٬
می توانی مشتاقانه آرزویش کنی .
http://www.pelake14.blogfa.com
وقتي ميخندم
او هم ميخندد
و ترسناك ميشود
اما
وقتي گريه ميكنم
او ديگر نيست
و احساس ميكنم
سبكتر شدهام
دايره اي عمودي;
سرم را ازدريچه رد مي كنم
تا دنياي آنطرف را ديده باشم.
.....!
چهار پايه را كجا ميبريد؟!
http://amirsanjoori.blogfa.com
نه قلم لازم است
و نه کاغذ ملزوم
شرح لحظه لحظه هایم را
از دل خودت بپرس !
گاهی به دلت سری بزن !
http://www.azin-abadi.blogfa.com